الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم وشارح : على محمدى )
75
أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى )
هم دو يا سه فرد از آن اراده مىشود . و اگر از ماده اراده شود هم عين باصره و هم عين نابعه ( يعنى در اكثر از معناى واحد استعمال شود ) در اين صورت ، از تثنيه بايد دو فرد از باصره و دو فرد از نابعه اراده شود و هكذا در جمع بايد سه فرد از باصره و سه فرد از نابعه اراده شود . پس وضع هيئت كاملا تابع وضع ماده است و حيث اينكه ثابت كرديم كه از ماده ( يعنى لفظ مفرد ) اراده كردن معانى كثير محال است ؛ چون مستلزم تعلق دو لحاظ تبعى به ملحوظ واحد است ، فكذلك از هيئت تثنيه و جمع هم ارادهء معانى كثير مستحيل است . اگر گفته شود ، به ما از روز اول گفتهاند كه تثنيه و جمع ، به منزلهء تكرار مفردات با « واو » عطف است و همانطورى كه از مفردات متعدد متعاطفه مىتوان معانى متعددى اراده كرد ، پس بايد از تثنيه و جمع هم بتوانيم اراده كنيم . در پاسخ گوييم اين گفتار را براى شما معنا مىكنيم : مراد از اينكه « تثنيه و جمع ، به منزلهء تكرار مفرد است » ، اين نيست كه تثنيه و جمع بر تكرار خود معنايى كه ماده دارد دلالت بكنند ( يعنى مثلا يك فرد از طلا و يك فرد از نقره ) ، بلكه مراد اين است كه تثنيه و جمع بر تكرار افراد معنايى كه از مفرد اراده مىشود دلالت مىكنند ؛ مثلا اگر از عين ، خصوص باصره اراده شود ، عينان هم بر دو فرد از همان دلالت دارد و اعين بر سه فرد از باصره دلالت مىكند و هكذا . . . در يك صورت ما مىتوانيم از تثنيه و جمع ، دو فرد از دو طبيعت يا سه فرد از سه طبيعت را اراده كنيم و آن اينكه از لفظ مفرد ( يعنى مادهء تثنيه و جمع ) مفهوم كلى المسمى به لفظ عين را اراده كنيم ( كه نامش عموم الاشتراك است ؛ يعنى استعمال لفظ در معناى مجازى عامى كه شامل كليهء معانى حقيقى بوده و قابل صدق بر همهء آنها باشد ) . از عينان مىتوانيم دو فرد از المسمى به عين را اراده كنيم ( يكى طلا و ديگرى نقره ) و هكذا از جمع مىتوانيم سه فرد از المسمى به عين را اراده كنيم . اما اين از محل بحث ما خارج است ؛ چون بحث ما در اين است كه از لفظ مشترك ، هريك از معانى ، جداگانه اراده شود ، نه تحت عنوان كلى المسمى . ما نحن فيه ، نظير باب اعلام شخصى است . اعلام شخصى ، هريك ، مفيد يك